پژوهشكده تحقيقات اسلامى
80
سرداران صدر اسلام (فارسى)
عبداللّه به حمله خود بر دشمن ادامه داد ، در اين حال گرسنگى به سختى او را رنج مى داد . پسر عمويش ، غذايى به او داد و گفت : با خوردن اين گوشت گرسنگى را از خود دفع كن و نيرو بگير ، زيرا تو در اين روزها در رنج و مشقّت زيادى بسر برده اى . عبداللّه هنوز مقدارى از آن را نخورده بود كه صداى هياهوى رزمندگان و چكاچك شمشيرها را شنيد . با خويشتن گفت : « تو هنوزدر دنيا هستى در حالى كهاصحاب و يارانت به شهادت رسيدهاند ؟ » و به دنبال آن پاره گوشت را افكند و شمشير خود را به دست گرفت و بر دشمن حمله برد و دلاورانه از حريم اسلام و قرآن دفاع نمود تا به شهادت رسيد و روح پاكش به ملاء اعلاء پيوست . « 1 » مصعب بن شيبه نقل مىكند ، زمانى كه عبداللّه بن رواحه به وسيلهء نيزه دشمن مجروح شد ، در آخرين لحظات عمر ، دست خود را به خونش آغشته كرد و بر سرو و رويش ماليد و فرياد زد : « اى مسلمين ! از خون بردارتان حراست و پاسدارى كنيد و به نبرد بر ضدّ دشمن ادامه دهيد . » « 2 » در همان زمان كه سپاهيان اسلام در سرزمين موته مشغول جنگ و ستيز بودند ، پيامبر اكرم ( ص ) در مدينه مانند كسى كه در صحنه جنگ حضور داشته باشد ، مسلمانان را از حوادث و وقايع جنگ مطّلع مىساخت . پيامبر صلى اللّه عليه و آله پرسيد : اى مردم ! آيا شما را از وضعيت سپاه و لشكرتان خبر ندهم ؟
--> ( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 379 . ( 2 ) . اسد الغابه ، ج 1 ، ص 159 .